به حول قوه الهی تعدادی ازخانه های روستای امامده از نعمت گازبرخوردار شدن این میمنت ونعمت از اول محرم شروع شدچشمک

در این رابطه خوشحالی مردم قابل لمس است این خوشحالی همیشه برای آنان باشدلبخند



تاريخ : چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

وقتی بدون دلیل موجه یوزر ما را قطع می کنی انتظار نداشته باشید فردا کنار شما یک بچه نوزاد بنام بانک متولد  نشود یاد دارید جناب آقای ریس از شما خواهش کردم با من اینکار را نکنید اعتبار من باعث شد منابع شما در امامده از 400 هزار تومان به 40 میلیون رسید یعنی به ازای هر خانوار 500 هزار تومان

آقای ریئس وقتی خرت از پل گذشت با توهین حداکثر به بچه های همکار شما توهین می کنی و انتظار دارید آنان شما را نیز تحمل کنند

امروز آنان به شما احتیاج دارند اینقدر توهین و حقارت بس است روز جزای هم هست و روز پشت میز نشینی تمام می شود متاسف هستم با شما همکاری می کنم و چنین روسای برای ما گذاشتن.

قابل توجه پست بانک مرکزی رشت



تاريخ : دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢ | ۸:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

سال 2012 سال پر از نعمت برای همه مردم جهان باشد

سال بهره برداری از دستاورد های بشری در عرصه علم و تکنولوژی

سال افتخار ایرانی وایجاد وحدت برای بهروزی جهانیان




تاريخ : شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ | ٦:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

گفتم خدایاازهمه دلگیرم                     گفت حتی ازمن ؟      

گفتم خدایا دلم را ربودند                      گفت بیش ازمن؟   

گفتم خدایا چقدر دوری                        گفت تو یا من؟  

گفتم خدایا تنها ترینم                          گفت پس من؟      

گفتم خدایا کمک خواستم                    گفت ازغیرمن؟     

گفتم خدایا دوستت دارم                      گفت بیش ازمن؟  

گفتم خدایا اینقدر نگومن؟                    گفت من توام تومن.



تاريخ : شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠ | ٦:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

روز داشته ها و نداشته ها

حسرت داشتن پدر  روزتجلیل پدر روز یاد پدر روزفریاد پدر کو؟ کجاست؟

یاد امام زمان پدر مهربان حسرت داشتن پدر را می پوشاند . به یادت هستم پدر.



تاريخ : پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠ | ٦:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

 

اسکاروایلد

وقتی خوشبخت هستیم همیشه  خوب جلوه می کنیم اما وقتی  خوب باشیم  همیشه  خوشبخت  نخواهیم  بود.

"خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم: حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا."
تشکر از : کیمیایی




ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ | ٧:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

شهر پمپی، شهری در ایتالیای اِمروزی یا روم باستان در روز ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ۲۸ ساعت ادامه داشت به زیر ۶ متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

این شهر به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد. آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است.

کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب و خاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید.





ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

این تنها مهمان نوازی گیلانی است.که شما را با محبت بدرقه میکنندلبخند

نکاتی نیز لازم است بدانی قدم شما بر دیده منت ولی آقای ریئس ایران

من در طی سه دوره سه نامه های با پشنهاد برای شما فرستاده ام می دانم بدست نمی رسد سوال

ولی حاشا به غیرت نامه خوان که آنرا پاره کرد

می دانی تنها شرکتی ازجنس مردم هستم که طی سه سال عمر خود توانستیم روی پای خود بمانیم

می دانی مردم امامده نمی توانند خرید نهاده کشاورزی نمایندعصبانی

می دانی مردم گیلان نمی توانند برنج خود را به قیمت تمام شده بفروشندگریه

می دانی چند درصد مردم اگر شما یارانه نمیدادی گرسنه می مانندیول

می دانی در روستاها طلاق بیداد میکندقهر

میدانی فساد و زنا در روستاها زیاد شدهساکت

میدانی مواد مخدر در روستاها بیداد میکندگاوچران

میدانی بیکار ی فصلی باعث بدبختی استاسترس

میدانی دزدی در روستا ها بیداد میکندآخ

میدانی پاسگاهها تا زیر میزی نگیرند کارگشا نیستندمنتظر

میدانی مردم گرسنه هستند و شب سرپرست خانه دیر تر به خانه می رود که مژهبچه او خوابش ببردکلافهافسوس

میدانی کشتن افراد تنها در روستاها مد شده استدروغگو

میدانی تمام روستا ها برای حفظ جان خود دربهای خود را دزد گیر میگذارنندخمیازه

میدانی مردم به نانوایی بدهکار هستنداوه

میدانی همسایه از همسایه خود خبر ندارداوهاوهاوهاوه

با همه این وصف .ایران و ایرانی را دوست دارند و از کوفی وکوفییان بیزانند

دوستت دارنند ایرانی با غیرتقلبقلبقلبلبخندمژهمژهمژهماچماچماچماچماچ

 



تاريخ : یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ | ۸:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

همایش در مورد جلسه دفاتر و ای سی تی روستای صبح امروز در فرمانداری لاهیجان برگزار شد

١- آخرین تغییرات خانوارها و اصلاح خانوارها

٢- ثبت نام جدید از خانوار ها

دوموضوع همایش صبح امروز فرمانداری بود

ابتدا آقای کشاورز ایاد سخنرانی کرد س÷س خانم تقی زاده کار فنی را توضیح داد

در پایان پرسش و پاسخ برای یارانه صورت گرفتسوال



تاريخ : شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

به گزارش فارس، آمنه رمارم در ادامه افزود: بعد از این خواب تصمیم گرفتم که به هر طریقی خودم را به سرزمین وحی برسانم بنابراین ساکم را بستم و ساعت پنج بعدازظهر از درگز به سمت مشهد به راه افتادم.
وی در ابتدا قصد خود را از سفر به مشهد بدرقه زائران خانه خدا دانست و گفت: وقتی به فرودگاه رسیدیم هیچ کدام از خویشاوندانم که عازم مکه بودند را ندیدم لذا با حال و هوای معنوی که داشتم تصمیم گرفتم من هم به زیارت بروم.
پیرزن 70 ساله درگزی در ادامه تصریح کرد: در فرودگاه زائران افغانی را دیدم که قصد عزیمت به مکه را داشتند من هم همراه آنان با گذرنامه‌ای که در دستم بوده به راه افتادم.
وی در ادامه افزود: خانمی که مسئول چک کردن گذرنامه بود با دیدن گذرنامه من، مرا به عقب برگرداند و گفت شما با این گذرنامه اعتبار گذشته نمی‌توانید سفر کنید.
رمارم اظهار داشت: بعد از حرکت مأمور گذرنامه دلم خیلی شکست و گوشه‌ای مشغول گریه و زاری بودم که آقایی کت و شلواری جلویم آمد و علت گریه‌ام را جویا شده من هم در پاسخ گفتم می‌خواهم به خانه خدا بروم اما بلیت ندارم.
پیرزن 70 ساله تصریح کرد: آن آقا بعد از شنیدن صحبت من گفت نگران نباش من کار شما را راه می‌اندازم و پس بعد از چند دقیقه با یک بلیت نزد من آمد و گفت با این بلیت کسی به شما کار ندارد می‌توانید به این سفر بروید.
وی ابراز داشت: من خیلی خوشحال شدم و برای تشکر مقداری پول که دقیقا نمی‌دانم چقدر بود را از جیبم درآوردم و به طرف او گرفتم و گفتم من چون می‌خواهم به این سفر بروم نباید کسی از من طلبی داشته باشد.
رمارم در ادامه گفت: آن آقا اول پول را از من قبول نمی‌کرد که من به زور پول را به او دادم و گفتم اگر پول نگیرید مکه من قبول نیست و بعد هم به سمت صف زوار به راه افتادم.
وی اظهارداشت: در زمانی که از جایگاه‌های مختلف عبور کرد نه کسی از من سئوالی پرسید و نه از من مدرکی خواستند و من هم خیلی عادی از جلوی مأموران مانند بقیه مسافران عبور کردم.
پیرزن 70 ساله درگزی افزود: وقتی وارد سالن آخر (ترانزیت) شدم در کنار خانم‌هایی که در آن سالن نشسته بودند نشستم و مشغول خواندن نماز حاجت و راز و نیاز شدم و به خدا گفتم خدایا مرا بطلب در همین حال و هوا بودم که گفتند به سمت هواپیما بروید.
رمارم خاطرنشان کرد: از آنجایی که من در حال و هوای مکه و این سفر روحانی و راز و نیاز با خدای خودم قرار داشتم توجه به کسی یا چیزی نداشتم.
وی ادامه داد: مأموری که بلیت را چک می‌کرد از من بلیت خواست و من هم بلیتم را به او دادم که او قسمتی از بلیتم را جدا کرد و من هم به سمت هواپیما رفتم و سوار شدم.
وی در پاسخ به سئوالی که پرسیده شد آیا فردی که بلیت را به شما داده افغانی بوده یا ایرانی اظهار داشت: آن آقا افغانی نبود و ایرانی بوده است که بعد از آن هم دیگر او را ندیدم.
رمارم از نحوه نشستن خود در هواپیما سخن گفت و ابراز داشت: وقتی مهماندار از من کارت پرواز خواست گفتم ندارم او هم صندلی خالی را به من نشان داد و من را به آن طرف هدایت کرد.
پیرزن سالخورده درگزی 3:10 دقیقه نیمه شب را ساعت پرواز هواپیما اعلام کرد و گفت: در ساعت 3:10 دقیقه به سوی مدینه پرواز کردیم و در ساعت شش صبح به فرودگاه مدینه رسیدیم که در فرودگاه مدینه یکی از مأموران عربستانی از من گذرنامه خواست.
وی در ادامه افزود: وقتی من گذرنامه‌ام را نشان دادم او گفت شما نمی‌توانید با این گذرنامه جایی بروید و تا اینجا چگونه توانسته‌ای بیایی و من هر چه گریه و التماس کردم که بگذارید به زیارت بروم بی‌فایده بود.
رمارم در پاسخ به این سئوال که آیا شما با وجود اینکه قبلا به حج عمره مشرف شده‌اید، به مراحل قانونی ارائه گذرنامه واقف نبودید، گفت: من آنقدر آرزوی زیارت خانه خدا را در دل داشتم که اصلا متوجه نشدم گذرنامه تاریخ گذشته‌ام را برداشتم.
وی در ادامه اظهار داشت: در فرودگاه مدینه مأمور ایرانی مستقر در فرودگاه از من شمار? یکی از بستگانم را در ایران خواست و من شماره دختر بزرگم را که همراه داشتم به او دادم تا با آنها تماس بگیرند.
پیرزن سالخورده تصریح کرد: بعد از تماس مأموران ایرانی با منزل دخترم وقتی آنها متوجه شدند که من در مدینه هستم بسیار متعجب شده و گفتند ما تمام بیمارستان‌های مشهد و شهر مشهد را به دنبال تو گشته‌ایم.
این پیرزن 70 ساله درگزی در مورد تلاش‌های مسئولان ایران برای ادامه این سفر گفت: مأموران ایران به من گفتند ما تا جایی‌که امکانش باشد سعی می‌کنیم شما را به ادامه این سفر بفرستیم اما مسئولان عربستانی به علت نداشتن گذرنامه معتبر آن را غیره ممکن می‌دانستند.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا رفتار بدی از سوی مأموران عربستانی با شما مشاهده شده بود، اظهار داشت: نه، هیچ‌گونه رفتار بدی با من نداشتند فقط از من پرسیدند آیا شما سواد دارید که من هم در پاسخ گفتم اگر من سواد داشتن گذرنامه تاریخ گذشته را همراه خودم نمی‌آوردم.
پیرزن 70 ساله درگزی افزود: من دو روز را در فرودگاه مدینه به سر بردم و حتی به من اجازه زیارت حرم رسول الله را ندادند.
وی خاطرنشان کرد: در این مدت مسئولان ایران در بعثه رهبری برای من غذا می‌آوردند ولی به دلیل اینکه من بسیار ناراحت بودم میلی به غذا نداشتم.
رمارم از رفتار خدمه و برخی مأموران عربستانی یاد کرد و گفت: بسیاری از آنها که از این جریان مطلع بودند دعا می‌کردند که مشکل من حل شود و من بتوانم به زیارت خانه خدا مشرف شوم.
وی در ادامه تصریح کرد: بعد از دو روز اقامت در فرودگاه مدینه به من اطلاع دادند که نمی‌توانیم به زیارت بروم و سپس من را با هواپیما به جده انتقال دادند که در فرودگاه جده به مدت پنج ساعت به انتظار نشستم.
پیرزن 70 ساله درگزی که سفر ناتمام به سرزمین وحی داشت؛ افزود: بعد از اقامت کوتاه در فروگاه جده من را برای پرواز به سمت ایران آماده کردند و من از جده به سمت تهران آمدم.
وی افزود: در این پرواز علاوه بر من، میهمان‌داران هواپیما و چند تن از زائرانی که به علت بیماری به ایران برگردانده شده بودند حضور داشتند که من از طریق یکی از مهمانداران با بستگانم تماس گرفتم و آنها در فرودگاه تهران به استقبالم آمدند.
رمارم گفت: از تهران بعد از یک تا دو ساعت به سمت مشهد پرواز کردیم که در فرودگاه مشهد چند نفر از مأموران و مسئولان فرودگاه مشهد مرا به وسیله اتومبیلی به سمت سالن فرودگاه همراهی کردند.
وی اظهار داشت: در آنجا خانمی که یکی از مأموران حراست به نظر می‌رسید مرا از سالن‌هایی عبور داد و از من سئوال کرد که آیا قبلا از این محل عبور کرده‌ام یا نه که پاسخ من منفی بود و من هیچ‌گاه آن سالن‌ها را ندیده بودم.
وی در پایان به این پرسش که آیا فرزندان شما در این سفر شما را همراهی و مساعدت کرده‌اند، اظهار داشت: همانطور که قبلا هم گفتم هیچ کدام از بستگان من و فرزندانم حتی دخترم که با من زندگی می‌کند از این اقدام من اطلاعی نداشتند



تاريخ : یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.

این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...

روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.

به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!


مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .

صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سور کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟

ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!

بای بایg



تاريخ : دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

با فرا رسیدن ایام ماه مبارک رمضان در هرروز ٢ ساعت از کار کارمندان دولت کم شدعینک

اگر به ازای هر دوساعت کار کارمندان ٢ نفر ارباب رجوع مراجعه می کرد یکماه ۴ هفته جمعه دارد می شود ۵٢ نفر در ماه ارباب رجوع کارشان انجام می شد با توجه به اینکه ما براساس آمارهای رسمی بیش ار ۴٠٠٠٠٠٠ میلیون نفر کارمند داریم ٢٠٨ میلون کار ارباب رجوع در این ماه به زمین(بایگانی ادارات) مانده استیول

براساس کار باقی مانده روی زمین پاداش یک روز دیگر به کارمندان داده شد آنهم بخاطر زحمات نکشیده یعنی به ازای هشت ساعت کار کارمندان ١۶ مراجعه کننده داشته باشند بعبارتی می شود ۶۴ میلیون کار به ٢٠٨ میلیون کار باقی مانده در این ماه ادارات افزدوه  شده است  بخاطر ماه مبارک رمضان ٢٧٢ میلیون مراجعه کننده به ادارات کارشان عقب افتاده است البته سه روز هم یک ساعت با تاخیردیر تر می آمدند به خاطر اینکه دعا برای خودشان بکنند که آمار مراجعه در این سه ساعت هم می شود١٢ میلیون که سرجمع مراجعه بخشهای خصوصی به کارمندان دولتی به ٢٨۴ میلیون نفر در ساعت می رسدخواب

بعبارتی ساده تر اگر قرار بود ٢٨۴ میلیون کار بخش خصوصی را دولتیها انجام دهند و کار آنها به روال عادی باشد و آنان کار دیگری را شروع کنندنتوانستند به روند کار قبلی خود برسند پس علاوه براین ٢٨۴ میلیون کار عقب افتاده داریم که مانده است و درهمین زمان ٢٨۴ میلیون کار انجام می گرفت در نبودن تعطیلات ماه رمضان مجموع کار انجام گرفته به ۵۶٨ میلیون کار می رسیدسبز

ساده کنیم ببینیم چه اتفاقی در ماه رمضان در کشور ایرا ن اتفاق افتاده است شاید خوابیدن عبادت استمشغول تلفن

۵۶٨ میلیون کار به ازای هر ساعت یک نفر مراجعه کننده پس عملا ۵۶٨ میلیون ساعت کار اتفاق نیفتادهناراحت

۵۶٨ میلیون کار را در ٢۴ ساعت تقسیم کنیم ٢٣۶۶۶۶۶۶ روز معادل که انرا به ٣۶۵ روز تقسیم کنیم  ۶۴٨۴٠ سال عقب افتادگی در یکماه رمضان داریم گریه

۶۴٨۴٠ سال عقب افتادگی کار انجام شده و نشده قهر

این سالها سالهای کار مضاعف و همت مضاعف استتشویق

اگر آمار کارمندان راهم یک جهارم معادل یک میلیون نفر بگیریم و سه میلیون کارمندان دولت سر کارشان باشند  باز ٢١۶١٣ سال عقب افتادگی خواهیم داشتکلافه

حالا نمایندگان ما تصویب کنند سال تعطیلی ماه رمضان سه روز شود  ٢۴ میلیون ساعت  نفرکاردر یک روز به این عقب افتادگی اضافه می شودمتفکر

 



تاريخ : شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٩ | ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

آغاربهارزندگی خود ایجادتحول نیاز دارد زندگی شیرین بدون هیاهو بسیار خوب و دور از تنش است ولی باید تغییر در دایره تغییرات داده شود سالها بدون دایره تغییرات برای انسانها می گذرد حتی یک دایره کوچک برای تغییر زندگی خود ایجاد نمی کنند من از جایی برای خود دایره تعریف کرده ام باید شعاع دایره بزرگ و بزرگتر شود این دایره اگر تعادل نداشته داشد بطوریقین دایره نیست . درسالجدید زندگی دایره بزرگتر زندگی نوشته میشود ومن درتغییرات این دایره نفوذ بیشتری انجام دهمو کمک رسان حلقه نفوذ خود باشم

بیا ای دوست این دایره نفوذ و سنگ بنای خوب در ٣۶۵ روز دیگر بگذاریم و سال دیگر بنای محبت بهتری و حلقه نفوذ بیشتری برخودار باشیم

هشتم مرداد بهار زندگی دیگری برای من رقم می خورد با دعا شما سال جدید بهتری داشته باشم

یادمان باشد مردن این نیست سنگ قبری با شعری زیبا  و مرمرباشد بیا سنگی برای قبر ما بذاریم اگر خاک رویش را پوشاند آثار قبرمشخص باشد



تاريخ : پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩ | ۸:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

در تاریخ ٣/۵/٨٩ در روستای امامده بریدن برنج رسماتوسط سید کمال جعفری پور در روستای سادات محله امامده  آغاز شد از خداوند شاکریم که یکسال زراعی دیگر را به خوبی وبا برکت سپری می کنیم

امیدواریم دولت جمهوری اسلامی ایران فکری به حال قیمت برنج و افزایش هزینه ها بکند. وگرنه امسال ١٠ هکتار نکاشت داشتیم اگر تغییری حاصل نشود سال دیگر بیش از این رها سازی اراضی برنج صورت می گیردتشویق

با ما در تماس باشید قیمت برنج را ازما بپرسید راهنمایی و عرضه محصولات اصلی بدون مخلوط کردن باسایر محصولات برنج (خلوص بالا)

تعاونی امامده حامی مصرف کننده و تولید کنندهبه من زنگ بزن

01422732003تلفن fax   01422732004



تاريخ : چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

حسن انتخاب شما رابعنوان مدیریت هماهنگی ترویج کشاورزی استان گیلان راتبریک می گوییم

می دانیم مغر متفکری دربخش ترویج کشاورزی گیلان این پست را دریافت کردند آروزی توفیق برای شما و اهداف شما را داریم

همچنین توفیق حضرتعالی را از خداوندمنان خواستاریم

 



تاريخ : پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩ | ٩:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

توسعه وعدالت

برای تمام مهندسین بخش کشاورزی الزامی استمتفکر



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()

اگر تصمیم به انجام چالش‌های تازه می‌گیرید، باید تا آخرین مرحله را در نظر خود مجسم کنید. ممکن است پیروز شوید و یا شکست بخورید اما تا پایان راه، نجابت، قدرت، امید و عزم خود را برای مبارزه کردن از دست ندهید چه ببرید چه ببازید- به خاطر داشته باشید که برنده هیچگاه نمی‌ترسد و‌ترسو هیچگاه برنده نمی‌شود. هیچگاه این مطلب را فراموش نکنید. آیا می‌توانید تصور کنید: ماشینی را خریداری کرده‌اید که ساخت آن نیمه‌کاره است؟ ماشین روشن می‌شود، می‌توانید با آن رانندگی کنید اما فقط‌ترمز ندارد. نظرتان در مورد زندگی‌کردن در خانه‌ای که سقف ندارد چیست؟ به طور حتم امکانپذیر نیست. این در حالی است که بسیاری از انسان‌ها اهداف خود را در نیمه راه به دست فراموشی می‌سپارند چراکه ادامه مسیر برایشان دشوار است و باید از موانع بسیار زیادی عبور کنند



تاريخ : شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ۸:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ابراهیم پاینده | نظرات ()